I think, therefore I am

"Act passionately, think rationally, be thyself"

I think, therefore I am

"Act passionately, think rationally, be thyself"

I think, therefore I am

Clavicula Nox is a symbol which means process of turning unconsciousness into a consciousness

بایگانی

چقدر فاصله اینجاست بین آدم ها
چقدر عاطفه تنهاست بین آدم ها

کسی به حال شقایق دلش نمیسوزد
و او هنوز شکوفاست بین آدم ها

کسی به خاطر پروانه ها نمیمیرد
تب غرور چه بالاست بین آدم ها

و از صدای شکستن کسی نمیشکند
چقدر سردی و غوغاست بین آدم ها

میدان کوچه دلها فقط زمستانست
هجوم ممتد سرماست بین آدم ها

ز مهربانی دل ها دگر سراغی نیست
چقدر قحطی رویاست بین آدم ها

کسی به نیست دل ها دعا نمیخواند
غروب زمزمه پیداست بین آدم ها

و حالِ آینه را کسی نمیپرسد
همیشه غرق مداراست بین آدم ها

غریب گشتن، احساس درد سنگینیست
و زندگی چه غم افزاست بین آدم ها

مگر که کلبۀ دلها چقدر جا دارد
چقدر راز و معماست بین آدم ها

چه ماجرای عجیبیست این تپیدن دل
و اهل عشق چه رسواست بین آدم ها

چه می شود همه از جنس آسمان باشیم
طلوع عشق چه زیباست بین آدم ها

میان این همه گل های ساکن اینجا
چقدر پونه شکیباست بین آدم ها

تمام پنجره ها بی قرار بارانند
چقدر خشکی و صحراست بین آدم ها

و کاش صبح ببینم که باز مثل قدیم
نیاز و مهر و تمناست بین آدم ها

بهار کردن دلها چه کار دشواریست
و عمر شوق چه کوتاست بین آدم ها

میان تک تک لبخند ها غمی سرخست
و غم به وسعت یلداست بین آدم ها
(مریم حیدرزاده)
۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ مهر ۹۸ ، ۲۱:۴۶

نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس

دیدم به خواب حافظ توی صف اتوبوس


گفتم سلام حافظ گفتا علیک جانم

گفتم کجا رَوی تو؟ گفت والله خود ندانم


گفتم بگیر فالی گفتا نمانده حالی

گفتم چه گونه ای تو گفتا در بند بیخیالی


گفتم که تازه تازه شعر وغزل چه داری

گفتا که می سرایم شعر سپید باری


گفتم زدولت عشق ؟ گفتا که کودتا شد

گفتم رقیب پس چی؟ گفتا که کله پا شد


گفتم کجاست لیلی؟ مشغول دلربایی؟

گفتا شده ستاره در فیلم سینمایی


گفتم بگو زخالش؟ آن خال آتش افروز

گفتا عمل نموده دیروز یا پریروز


گفتم بگو زمویش گفتا که مِش نموده

گفتم بگو زیارش گفتا وِلش نموده


گفتم چرا؟ چگونه؟ عاقل شدست مجنون؟

گفتا شدید گشته معتاد گرد افیون


گفتم کجاست جمشید؟ جام جهان نمایش؟

گفتا خریده قسطی تلویزیون به جایش


گفتم بگو زساقی حالا شدست چه کاره؟
گفتا شدست منشی در دفتر اداره


گفتم بگو ز زاهد آن راهنمای منزل
گفتا به من که بردار دستت را از سر دل


گفتم زساربان گو با کاروان غمها
گفتا آژانس دارد با تور دور دنیا


گفتم بگو زمحمل، یا از کجاوه یادی
گفتا پژو دوو، بنز یا گلف نوک مدادی


گفتم که قاصدک کو؟ آن باد صبح شرقی ؟
گفتا که جای خود را دادست به فکس برقی


گفتم بیا زهدهد جوییم راه چاره
گفتا به جای هدهد دیش است و ماهواره


گفتم سلام مارا باد صبا کجا برد؟
گفتا به پست داده، آورد یا نیاورد؟


گفتم بگو زمشک آهوی دشت زنگی
گفتا که ادکلن شد در شیشه های رنگی


گفتم سراغ داری میخانه ای حسابی
گفتا آنچه بودست گشته چلو کبابی


گفتم بیا ز زاری، لب تر کنیم پنهان

گفتا نمی هراسی؟ از چوب پاسبانان؟


گفتم شراب نابی تو دست و پا نداری؟

گفتا به جایش دارم وافور با نگاری


گفتم بلند بوده موی تو آن زمانها
گفتا که حبس بودم، از ته زدند آنها


گفتم شما وزندان؟ حافظ مارو گرفتی؟
گفتا ندیده بودم هالو به این خرفتی…!

محمدرضا عالی پیام (هالو)
[از کتاب در حلقۀ رندان]
۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ مهر ۹۸ ، ۱۰:۵۳

ی مصاحبه از مرلین منسون هست که ازش میپرسن، دوس داری تو مراسم خاکسپاریت، چه آهنگی پخش بشه، جوابش آهنگ Comfortably Numb بود که قطعاً میدونین از کدوم گروهه. جدای از مناسب بودن اون آهنگ برای همچین فضایی، این سوال برای منم جالب شد.

شما اگه بخوایین تو اون مراسم (funeral) آهنگی به یادتون پخش بشه که معرف شما باشه، یا اینکه ی پیامی رو منتقل بده به دوستان و آشناهاتون، چه آهنگی رو انتخاب می کنین؟! من خودم آهنگای زیادی به ذهنم رسید؛ اما نهایتاً به این نتیجه رسیدم که شاهکارِ The End... 

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۸ ، ۱۸:۲۸

امروز که اولین روز گرامیداشت مقاومت رزمنده هامونه، یاد آلبوم بازی عوض شده افتادم. این آلبوم که سال نود نشر شده اثر علیرضا عصار دوست داشتنی و از بهترین و شنیدنی ترین آلبومای موسیقی حماسی ایران که به وصف همین شجاعت، مقاومت، فداکاری و جانفشانی مبارزان و سربازان جنگ خانمان سوز و ویرانگر هشت ساله تاریخ معاصرمون پرداخته. اشعار این آلبوم و خصوصا این چندترانه ای که بصورت ویدئو گذاشتم، واقعا زیبا و تامل برانگیزه، موسیقی این آلبوم هم شنیدنی و حرفه ایه، در مجموع پیشنهاد می کنم حتما بشنوین، حتی برای یک بار.

چندبخش از شعر آهنگ ها: 

🔹 بازی عوض شده
 

این دوستانی که دم از جنگ می زنند/ از تیرهای نخورده چرا لنگ می زنند
هم سفره های خلوت آن روزها ببین/ این روزها چه ساده به هم انگ می زنند
بازی عوض شده و همان هم قطارها / از داخل قطار به ما سنگ می زنند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۸ ، ۱۷:۴۰

دو اجرای بسیار زیبا از قطعۀ موسیقی Mariage d'amour 

ساختۀ Paul de Senneville فرانسوی 

 

  ورژن Richard Clayderman 

 

  ورژن George Davidson (سونات پیانو)

(این اجرا که شخصاً خودم ازش خیلی خوشم میاد اشتباهاً با عنوان "Spring Waltz" و به نام "Chopin" لهستانی، معرفی شده)

 

نقاشی اثر Rachael Harbert با عنوان "The Soloist"

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۸ ، ۱۶:۱۶
اگر شما، هم دوستدار موسیقی کلاسیک و اُپراتیک هستید و هم از شنیدن موسیقی متال لذت می برید؛ پس حتماً ترکیب این سبک ها را با شنیدن آثار هاگارد، تجربه کنید!


"هاگارد/Haggard" از پیشروان تلفیق موسیقی کلاسیک/سمفونیک و متال، در ابتدا همانند Therion (از دیگر بزرگان و طلایه داران این سبک)، در سبک دث متال فعالیت می کرد، هرچند آثارش در این ژانر نسبت به ثریون، آنچنان حرفی برای گفتن نداشت.

پس از انتشار 4 دمو و یک آلبوم EP، عزیز ناصری/Asis Nasseri، خواننده و آهنگساز گروه (با اصالت افغانستانی و آلمانی)، تصمیم گرفت با اضافه کردن عناصر موسیقی کلاسیک؛ استفاده از سازهایی همچون ویولون و سازهای این خانواده، فلوت، هارپ، ییانو و بهره گیری از گروه کر و آوازی در ترکیب با ریف های گیتار الکتریک و موسیقی سرعتی هوی متال، همانند آنچه که Therion در ابتدا این ابتکار را انجام داد؛ گامی خلاقانه در این جهت بر دارد و نام Haggard را بعنوان یکی از بزرگان این سبک، بر سر زبانها بیاورد.

تنها عضو ثابت این گروه از ابتدای فعالیتش تا اکنون، عزیز ناصری بوده که کار نوشتن اشعار و آهنگسازی ها را بر عهده دارد. هاگارد به استفاده از گروه زیادی از نوازندگان و موسیقی دانان در تهیه آلبوم ها و آهنگسازی هایش همیشه مشهور بود.

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۸ ، ۱۹:۰۱

شاهکار Inception نولان رو حتماً دیدین و یا دست کم در موردش شنیدین. چندروز پیش که دوباره دیدمش، ی موضوعی به ذهنم رسید که خیلی درموردش دارم فکر میکنم و درگیرش شدم. دقیقاً مثل مثل همون دیالوگ فیلم که میگفت:

Once an idea has taken hold of the brain it's almost impossible to eradicate

همونطور که تو فیلم توانایی اینکه وارد لایه های متفاوتی از رویا بشیم رو داریم، آیا ممکن نیست این زندگی ما که همین الان در تو همین زمان داریم سپریش میکنیم، رویای یکی از نسخه هامون که تو یک جهان دیگه داره زندگی میکنه، و یا حنی رویای ی فرد دیگه، باشه؟! 

شاید مرگ، همون ضربه ای باشه که برای بیداری از رویا تو فیلم مطرح شده بود. یعنی شاید بعد از مردن، وارد یک لایۀ بالاتر از رویا و یا وارد زندگی حقیقی خودمون بشیم! و خیلی شایدهای دیگه که موضوع تشخیص و درک رویا و واقعیت رو پیچیده می کنه!

Dreams feel real while we're in them

It's only when we wake up we realize that something was actually strange

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۹۸ ، ۲۰:۴۹

سینمای مستقل در تقابل با سینمای هالیوودی و تجاری قرار میگیره، یعنی کارگردانان تو این سبک فیلمسازی، با شرکت های معتبر فیلمسازی قراردادی ندارن و در نتیجه اون روند هیجانی و پر زرق و برق هالیوودی رو نباید انتظار داشته باشیم. این فیلما با هزینه ای کم در مقایسه با سایر فیلما ساخته میشن و بازیگرایی هم که تو این دسته فیلما نقش بازی میکنن، انتظار دستمزد زیادی ندارن! در این سبک، چیزی که بیشتر اهمیت داره، نوع کارگردانی، شیوۀ روایت فیلم، بازیگری و دیالوگ های بین شخصیت هاست. 

از جملۀ کارگردنای فعال تو این سبک، جیم جارموش آمریکایی رو میشه مثال زد... 

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۹۸ ، ۱۳:۴۰

"ابد و یک روز یا یک ابدیت و یک روز/Eternity and a Day"، فیلمی به کارگردانی تئو آنجلوپولوس یونانی و محصول سال 1998 که داستان آخرین روز زندگی یک شاعر و نویسندۀ سالخوردۀ بیمار رو درحالیکه که سالهاس همسرش رو از دست داده و دچار آشفتگی ذهنی و پریشانی شده به تصویر میکشه.

الکساندر (شاعر)، بطور اتفاقی با یک پسربچۀ مهاجر (که غیرقانونی وارد خاک یونان شده) آشنا میشه و این دو باهم ساعتهایی رو میگذرونن. در مدت این آشنایی، الکساندر، سه واژۀ تاثیربرانگیز رو از کودک میشنوه که مسیر و نگاهش به زندگی و آینده اش رو دستخوش دگرگونی میکنه و به گفتۀ خود آنجلوپوس،ماهیت فیلم هم بر اساس مفهوم و ارتباط این سه واژه شکل گرفته.

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۸ ، ۲۰:۱۷

بزم سکوت برپا شده، 
نقشۀ شومی با عنوان صلح در جریان است
و تنها صدای وزش بادهای سرد شمالی شنیده میشود 

خورشیدهای دوگانه 
در ورای دریاچۀ سیاه 
چشمکزنان ناپدید میگردند 
کوهسارها از نظر پنهان می شوند 
و اینگونه است که بیداری شب را میبینیم 

و چه ناشناخته اس شب
اکنون، ستارگان سیهفام برمیخیزند
و ماه های بی شماری در گردشند
و همۀ اینها در سکوت شب، اتفاق می افتد... 


اینها بخش های ابتدایی سومین ترک از چهارمین آلبومِ "باتوری/BATHORY"، گروه اکستریم متالِ سوئدی است که در سال 1988 منتشر شد و توصیف کنندۀ صحنۀ به جا مانده از یک درگیری وسیع و برقرار شدن صلح موقتی در یک سرزمین خیالی با عنوان "Carcosa" است. 

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۸ ، ۱۲:۰۳

فدریکو گارسیا لورکا از برجسته ترین شاعرای اسپانیاس که نقش مهمی تو پیدایش جنبش آوانگارد شعری اسپانیا (جنبش موسوم به گروه بیست و هفت) داشته و علاوه بر شعر، نمایشنامه هم مینوشته و آثارش چه شعر و چه نمایشنامه، از آثار کلاسیک ادبیات اسپانیا و حتی جهان بشمار میرن. ترجمه های زیادی از آثارش به زبان فارسی موجوده که ترجمه و دکلمۀ شعرِ "ساعت پنج عصر" با صدای احمد شاملو و نمایش نامۀ عروسی خون یکی از معروفاشه. (منتخبی از اشعارش رو میتونین اینجا بخونین)

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۸ ، ۱۹:۵۸

بعد از اینکه چنتا پست نوشتم اینجا، رفتم به صفحۀ وبلاگ های به روز شدۀ بیان تا ببینم هنوزم افرادی مثه من هستن که وبلاگ نویسی می کنن یا نه، البته انتظار هم نداشتم با موجی از وبلاگهای به روز شده مواجه بشم، اما در کنار شمار زیادی از وبلاگ های تبلیغاتی که هر دقیقه به روز شده بود؛ چشمم به چنتا وبلاگ خورد که پستای جالبی رو گذاشته بودن. خیلی خوشحال شدم وقتی چنتا وبلاگ خوب که حرفی برای گفتن، ارزشِ گذاشتن وقتی برای خوندن دارن رو پیدا کردم. با چند نفر هم هم صحبت شدم و براشون کامنت گذاشتم.

تو این بین به چنتا پست برخوردم که اعلام کرده بودن، فردا (یعنی 16 شهریور) روز وبلاگ نویسیِ فارسیه و از همۀ بلاگرا، چه قدیمی ها و چه تازه کارا دعوت شده بود به چالش روز وبلاگ نویسی بپیوندن و در این مورد بنویسن. (جزئیات بیشتر این چالش رو میتونین اینجا ببینین!) خب به نظرم پیشنهاد خوبیه، خصوصاً که من تازه بعد از چندمدت دوری، اومدم سمت وبلاگ نویسی! 

۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۸ ، ۲۰:۱۹

The Devil's Dictionary، عنوان یک فرهنگ لغت (واژه نامه) نوشتۀ Ambrose Gwinnett Bierce (آمبروز بیرس) هست. اما این کتاب، ی فرهنگ لغت معمولی نیس، نویسنده در مقابل هر واژه ای، توضیح و تفسیری طنز و هجوآلود و درعین حال تلخ و متاثرکننده رو بیان کرده، درواقع این فرهنگ لغت، دید یک آدم شکاک، واقعگرا و درظاهر بدبین از همه چیزه. مثلاً به این چنتا نمونه دقت کنین: 

تبریک: حسادت مودبانه

بی‌دفاع: ناتوان از حمله

عذرخواهی: زمینه چینی برای اهانت بعدی

ادراک: خیلی دیر به حماقت خود پی‌بردن

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۸ ، ۲۰:۵۰

مدل کوبلر راس

ی روانشناس سوییسی-آمریکایی به اسم الیزابت کوبلر-راس (Kübler-Ross)، براساس مشاهدات و تجربیات بالینیش در برخورد با بیماران صعب العلاج و بویژه سرطانی ها، به این نتیجه رسید که این افراد غالباً یک سری رفتارهای مشترک نسبت به چگونگی برخورد، تحمل و کناراومدن با شرایط خاص زندگیشون انجام میدن. تحقیقیقات بعدی ثابت نمود که بطور کل افرادی که اتفاقات ناگوار، حوادث جبران ناپذیر و شرایط سخت بیماری رو تجربه می کنن، پنج رفتار شاخص شامل:

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۸ ، ۱۸:۱۲
NEMO The Nobody

خب، بعنوان اولین پست، در مورد عنوانی که برای وبلاگ درنظر گرفتم توضیح بدم. Clavicula Nox، ی عبارتِ لاتینه که ترجمۀ تحت اللفظیش میشه "Key of Night"، و بطور کل ی نماد و سمبول اسرارآمیزه که ظاهراً از دو جزء اصلی تشکیل شده؛ دایره و نیزۀ سه شاخه.

هر کدوم از این دو جزء، مفاهیم و تفسیرهای مختلفی دارن، اما اونچیزی که عموماً درموردشون گفته شده اینه که دایره، خودش نماد تمامیت، موجودیت، درک و تفکر، تحرک و تغییرپذیری، روشنایی و همینطور اون سطح از آگاهی که همین الان داریم و ازش استفاده می کنیم. اما هر شاخۀ نیزه، میتونه نشون دهندۀ تولد، زندگی و مرگ، گذشته، حال و آینده باشه، در باورهای فرهنگی مختلف هم نمادی از نپتون (ایزد رومی)، شیوا (ایزد هندوییسم)، و همینطور شیطان و اهریمنه. نیزۀ سه شاخه، همینطور نمادی از فلسفه، روانشناسی، رویاها، احساسات و اون سطح از آگاهی که بصورت ناخودآگاه ازش استفاده می کنیم و شایدم قسمتِ تاریکِ وجود ماست.

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۸ شهریور ۹۸ ، ۱۷:۵۱